|
چرا ملکه هیپیها از اصلاحطلبان حمایت میکند؟ |
|
|
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۳ |
 ملکه هیپیها که در «کلوپ رشت 29» انتخاب میشد، اکنون به عنوان یکی از حامیان اردوگاه اصلاحطلبان است. در پایان دهه 1340، مهناز آذرنیا به صورت عریان و با بدنی که روی آن نقاشیهای مدرن کشیده شده بود، در جشن این کلوپ حضور یافت و با نظر فرح پهلوی به عنوان دومین ملکه هیپیهای ایران برگزیده شد. چرا امضاء این چهره فاسد فرهنگی که عکسهای عریانش در مجلات سکسی عصر پهلوی دوم به چاپ میرسید، پای بیانیههای اصلاحطلبان و در کنار امضاء کسانی چون سعید حجاریان است؟ چه نسبتی میان اصلاحطلبان با ملکه هیپیها وجود دارد؟به گزارش خبرنگار سياسي ديدگاه، پیام فضلینژاد در همایش «پیوند اصولگرایان گیلان و مازندران» که روزهای 19 و 20 خرداد 1388 از سوی ستاد انتخاباتی دکتر احمدینژاد در چهار شهر تنکابن، عباسآباد، چالوس و رشت برگزار شد، گفت: با انتشار لیست حامیان کاندیداهای اصلاحطلب، مردم ایران خطر ظهور یک ارتجاع روشنفکری و بازگشت به آرایش فرهنگی دهه 1340 را به شدت احساس میکنند. چرا ملکه هیپیهای عصر پهلوی از اصلاحطلبان حمایت میکند؟ چرا چهرههای هنری وابسته به دفتر فرح پهلوی در صدر لیست حمایت از میرحسین موسوی قرار دارد؟ چرا مشاور ویژه شاه مخلوع به ستاد مرکزی ایشان مشاوره میدهد؟ پژوهشگر موسسه کیهان با طرح این سوال که «مرز این کاندیدای اصلاحطلب با ارتجاع روشنفکری کجاست؟» افزود: یک لیست 700 نفره موسوم به لیست حمایت هنرمندان از موسوی منتشر شده است. غیر از اینکه اسامی امضاءکنندگان این لیست در برخی موارد تا 4 بار مکررا تکرار شده است، فاسدترین هنرمندان عصر طاغوت در راس این لیست هستند. آنان که تاریخ هنر ایران در نیمقرن اخیر را میدانند، شک ندارند کارنامه فرهنگی کسانی چون فریده لاشایی، فرح اصولی، پرویز تناولی، ابراهیم حقیقی و... کارنامه سیاهی است که در سراسر آن، توهین به روح ایرانی و اسلامی یک ملت به چشم میآید. متاسفانه اصلاحطلبان هیچ نقطه تمایز و مرزی میان خود و روشنفکران مرتجع نگذاشتهاند. این سردبیر سابق مجلات سینمایی و هنری ادامه داد: پرویز تناولی، نفر سوم هنرمندان حامی موسوی، در دهه 1340 با بودجه و تبلیغات دفتر فرح پهلوی تبدیل به سمبل هنرمندان مدرنیست شد و به سفارش دربار مجسمههایی را از اندام تناسلی برای محوطه کاخ نیاوران ساخت. سال 1348، اوج دینستیزی وی بود و مجسمهای از یک ضریح - که برای مسلمانان نمادی قدسی است- ساخت و داخل ضریح، جایی که عموما جای مقبره ائمه معصومین (ع) و اولیاءالله است، یک آفتابه گذاشت و زیر آن نوشت که «ما همه را دوست داریم!» فضلینژاد اظهار داشت: ساخت این اثر دینستیزانه در دهه 1340 واکنشهای بسیاری را برانگیخت تا جایی که حتی مجله فردوسی به مثابه نشریهای مروج ابتذال فرهنگی به آن اعتراض کرد و نوشت که آثار پرویز تناولی، نمایشگاهی از شارلاتانیزم فرهنگی است. این حامی آقای موسوی عضو کلوپ همجنسبازان بود که به سبب قرار داشتن در خیابان رشت شهر تهران به کلوپ «رشت 29» مشهور است. درباریان، مانند امیرعباس هویدا و فرح پهلوی، از رهگذر حضور در این کلوپ، به هنرمندان هوادار مدرنیسم و به ویژه هموسکسوالها، لزبینیستها و فمینیستها کمکهای مالی ویژهای اهداء میکردند و هم از میان آنان، ملکهای نیز به نام «ملکه هیپیها» انتخاب میکردند. وی گفت: جالب است که در زمان حاکمیت دولت اصلاحات هم یکمیلیارد تومان منزل پرویز تناولی را خریدند و بیش از 600 میلیون تومان نیز خرج آثار وی کردند. اصلاحطلبانی که منتقد سیاست حمایتی اصولگرایان از طبقه فقیر، محروم و مستضعف هستند، فقط به این سوال جواب دهند که چرا بیش از یک میلیارد و ششصد میلیون تومان از پول بیتالمال مسلمین را به حمایت از چنین چهره دینستیزی تخصیص دادند؟! بخشی از این حمایتها را شهرداری تهران تقبل کرده بود که با انتصاب دکتر احمدینژاد به عنوان شهردار تهران لغو شد. نویسنده کتاب «شوالیههای ناتوی فرهنگی» با ارائه مستنداتی مبنی بر حمایت سیستماتیک اصلاحطلبان از هنرمندان مبتذل گفت: روزنامه همشهری در 2 اسفند 1381، هنگامی که تحت سلطه حزب کارگزاران و مدیریت محمد عطریانفر بود، از تناولی به عنوان یکی از شاخصترین هنرمندان نیم قرن گذشته جهان یاد نمود. روزنامه ایران به عنوان ارگان رسمی دولت اصلاحات در تاریخ 24 آبان 1382 از پرویز تناولی ستایش کرد و وی را هنرمندی نوگرا نامید! اکنون هم روزنامه «کلمه سبز» که ارگان رسمی آقای میرحسین موسوی است در 30 و 31 اردیبهشت 1388 از پرویز تناولی ستایش میکند و دو شماره پیاپی به معرفی و ستایش از وی میپردازد! ما به جای اینکه از اصلاحطلبان سوال کنبم که «چرا مرز خود را با چنین حامیانی مشخص نمیکنید؟!» باید بپرسیم که «چرا از حمایت این حامیان دینستیز ذوقزده شدهاید؟!» سردبیر سابق ماهنامه «فیلم و هنر» ادامه داد: ملکه هیپیها که در «کلوپ رشت 29» انتخاب میشد، اکنون به عنوان یکی از حامیان اردوگاه اصلاحطلبان است. در پایان دهه 1340، مهناز آذرنیا به صورت عریان و با بدنی که روی آن نقاشیهای مدرن کشیده شده بود، در جشن این کلوپ حضور یافت و با نظر فرح پهلوی به عنوان دومین ملکه هیپیهای ایران برگزیده شد. چرا امضاء این چهره فاسد فرهنگی که عکسهای عریانش در مجلات سکسی عصر پهلوی دوم به چاپ میرسید، پای بیانیههای اصلاحطلبان و در کنار امضاء کسانی چون سعید حجاریان است؟ چه نسبتی میان اصلاحطلبان با ملکه هیپیها وجود دارد؟ فضلینژاد افزود: احسان نراقی از حامیان رسمی آقای میرحسین موسوی است. خبر حضور وی به عنوان مشاور ویژه در ستاد انتخاباتی میرحسین نیز تکذیب نشده است. من هنگام حضور در اردوگاه اصلاحطلبان با احسان نراقی رفتوآمد خانوادگی داشتم و ایشان بارها به منزل من آمدند که عکسهای آن نیز در کتاب «شوالیههای ناتوی فرهنگی» منتشر شده است. خاطرات نراقی از جلسات خصوصیاش با فرح پهلوی، شرکت در میهمانیهای ویژه دربار مثل مراسم نمایش فیلم و حضورش در کنار شاه خائن توسط من تحریر و تدوین شده است. نراقی در شش ماه آخر رژیم ستمشاهی به عنوان مشاور ویژه شاه منصوب شد تا او را از سقوط به پرتگاه نابودی نجات دهد و خودش به من گفت که تمام تلاشش جلوگیری از آتشفشان انقلاب بود. سوال این است که چرا مشاور ویژه شاه را به سمت مشاور ویژه ستاد موسوی برگزیدهاند؟ عضو مرکز پژوهشهای موسسه کیهان اظهار داشت: من علاقهای ندارم که حامیان کاندیداهای اصلاحطلبان را سلطنتطلب و مروج فحشا معرفی کنم، اما وقتی به لیست حامیان آنان نگاه میکنم، غصهام میگیرد. نوجوانی و جوانی من و پارهای از دوستانم در عصر اصلاحات سوخت و نمیخواهیم دوباره شاهد سوختن جوانانی دیگر از این نسل پرشور باشیم. نمیخواهیم دوباره ظهور یک ارتجاع روشنفکری در جامعه ایران را به تماشا بنشینیم و در حسرت روزهای حکمرانان اصولگرا و مصلحان حامی ولایت بمانیم. فضلینژاد با انتقاد شدید از کاندیداهایی که تابلوی خط امام بالا بردهاند و از دینستیزان ستایش میکنند، گفت: نمیشود از حمایت هنرمندان و روشنفکران همجنسباز، دینستیز و سلطنتطلب ذوقزده بود و شعار خط امام داد. این نفاق، زمینه یک هشدار خطیر و خطری جدی است که نباید نادیده گرفته شود. اگر بر فرض محال بخواهند گفتمان ارتجاعی اصلاحات را با تهدید و تزویر حاکم کنند، اگر آن روزهای سیاه که میلیاردها تومان را خرج روشنفکران درباری میکردند، دوباره بیاید، بیشک ایرانیان به مبارزهای فراگیر خواهند پرداخت. بیشک، مردم اینبار بنیان ارتجاع را از ریشه نابود خواهند کرد. پژوهشگر موسسه کیهان با بیان دیدگاههای امام راحل و رهبری معظم انقلاب درباره «ارتجاع روشنفکری» افزود: ایرانیان از امام خود آموختهاند که تا ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. آنان این سخن روحالله را از یاد نمیبرند که فرمود «ما شما را آزاد گذاشتیم و خودتان را به فحشا کشیدید، به بدتر از فحشا کشیدید، آبروی خودتان را بردید پیش ملت. ما شما را آزاد گذاشتیم و قلم های مسموم شما توطئه گران، مملکت ما را می خواست به باد بدهد.» مردم، ارتجاع روشنفکری را از تحلیل رهبری معظم انقلاب اسلامی آموختهاند و میدانند «ارتجاع روشنفکري يعني برگشتن به دوران بيماري روشنفکري، برگشتن به دوران بيغمي روشنفکران، برگشتن به دوران بياعتنايي دستگاه روشنفکران به همه سنتهاي اصيل و بومي و تاريخ و فرهنگ اين ملت.»
|